مقاله زیر در شماره 16 سفر با عنوان "اینجا، چشم تاریخ، همچنان گشوده است" منتشر شده است. برای درج این مقاله در تارنمای فرود از آقای رضا مهرجو(خاکی نژاد) اجازه گرفته شده است.
بازیابی و بازتعریف مجموعه "باید"ها و "نباید"های جهانگردی (فعالیتی که بدون دودش خوانده اند) در ایران شاید چندان نیازمند بودجه ی کلان، هزینه ی کارشناسی و طراحی برنامه ی زمان بندی شده برای مطالعات علمی و میدانی نباشد.
دشواری های صنعت گردش گری در ایران، همان هایی است که 36 سال پیش(1351) در قالب طرح جامع توسعه جهان گردی به عنوان کار مشترک کارشناسان ایرانی و سوییسی تهیه و به سازمان برنامه وقت ارائه شد.
گو این که برخی مشکلات و محدودیت های ناشی از سیاست های فرهنگی و رویکردهای اعتقادی را ناگزیر باید به دشواری های پیش گفته افزود.
اما به باور کارشناسان، چنان نیست که مشکلات و محدودیت های مورد اشاره را یک سره و یک تنه بتوان دافعه ای برای مجموعه جاذبه های طبیعی و تاریخی کشور خواند. آن گونه که از شواهد پیداست، در حوزه گردش گری چندان اعتقادی نه به قصد رقابت و سبقت، حتی دست کم به نیت همراهی با قافله ی جهانی نداریم. زبان مان در این حوزه سخت به لکنت آمیخته است و رفتار غریبمان توجهی را در حوزه ی گردشگری بین المللی بر نمی تابد. هم زمان در رویکردی غیر منصفانه و مغرضانه، سرزمین پهناور و باستانی ایران، جاذبه های گردشی چشم گیر و تنوع اقلیمی بسیار دارد اما همچنان در ردیف مناطق مخاطره آمیز برای سفر معرفی می شود و همان معدود گردش گرانی که قدم به خاک ایران می گذارند، در بدو ورود از دیدن جاده ها و خیابان های آسفالت، انگشت حیرت و شگفتی به دندان می گزند!
در چنین شرایطی، در همین نزدیکی، کنار گوشمان، جماعتی سخت به کار جعل تاریخ و هویت سازی برای خود سرگرمند و با آثار تاریخی-امانی، موزه و نمایشگاه برپا می کنند و ژست فرهنگی می گیرند. حال آن که ما همچنان راه خود را می رویم و ماست خود را میخوریم و تلاش های کارگزاران برای ارتقای گردشگری در کشور همچنان گرفتار اما و اگر هاست.
روستایی با پیشینه ی 3000 سال
سرزمین باستانی ایران یک "کشور-موزه" است که در هر گوشه و کنارش می توان در پی آثار و نشانه های تمدن و مدنیت، تا هزاره ششم پیش از میلاد، پیش رفت. روستاهای باستانی در مجموعه ی مناطق شگفت انگیز در ایران، از جمله جاذبه های مهم گردشگری است. برخی از این روستاها به صورت متروکه و خالی از سکنه به حال خود رها شده اند و در برخی از آنها، هنوز حیات اجتماعی وجود دارد. برای نمونه روستای 3000 ساله ی میمند، از معدود روستاهای تاریخی است که هنوز، نبض زندگی در خانه های صخره ای آن می زند. میمند در کرمان و در سرزمینی قرار دارد که به قول استاد باستانی پاریزی، خاکش روان و آبش راکد است و به عنوان هفتمین منظر فرهنگی، طبیعی و تاریخی جهان، جایزه ی "ملینا مرکوری" را دریافت کرده است. این جایزه هر دو سال یک بار از سوی دولت یونان و با همکاری یونسکو و ایکوموس (شورای حفاظت از بناها و محوطه های تاریخی) به اثری که نمایش گر هنر تعامل انسان و طبیعت است، اهداء می شود.خانه های دست کند میمند به صورت حفره های بزرگ، زیر لایه ای رسوبی قرار دارد و در نوع خود، قدیمی ترین زیست گاه بشر به شمار می آید.
موقعیت تاریخی و جغرافیایی میمند
گروهی از پژوهش گران بر این باورند که مهر پرستان از غارهایی که با دست در دل کوه می کنده اند، برای عبادت و دفن مردگان خود استفاده می کرده اند. اما پس از مدتی به دلایلی از جمله شرایط آب و هوا و یا هر عامل موثر دیگری، غارها را برای سکوت برگزیده اند. میمند به دلیل استحکام دفاعی در طول تاریخ کمتر دست خوش تحولات کالبدی و اجتماعی شده و بیشترین تغییرات در آن، مربوط به چند دهه ی اخیر بوده است. این تمدن در آغاز، برگرفته از آیین مهرپرستی و پس از آن، آیین زرتشت بوده است.
میمند در 38 کیلومتری شمال شرقی شهرستان شهر بابک و در استان کرمان قرار دارد. ارتفاع این روستا از سطح دریا 2240 متر و وسعت آن 420 کیلومتر است. همه ی فضاهای داخلی خانه های میمند، از جمله تاقچه، جای رخت خواب، دیدون (دیگدان یا اجاق) ، جای ظروف، صندوق خانه، محل قرار دادن چراغ و دیگر اشیاء، دست کند است، بدون آن که کوچک ترین نیازی به ملات و مصالح ساختمانی باشد. نام هر واحد مسکونی، "کیچه" است. هر کیچه شامل یک یا چند اتاق و محل نگه داری دام است. شکل و اندازه ی اتاق ها به لحاظ مهندسی، منظم نیست.
یک اتاق 3×4 به بلندی 1.90 تا 2.10 متر، اتاقی معمولی خوانده می شود. ضمن اینکه وسعت بزرگ ترین "کیچه" از 90 متر مربع تجاوز نمی کند. کف پوش ها بیشتر از نوع نمد، گلیم یا قالیچه به اندازه های متفاوت است. تعداد "کیچه"ها در میمند، هم اکنون به 406 واحد و تعداد اتاق ها به 2560 عدد می رسد. ساکنان روستا دارای آداب و رسوم خاص هستند و در زبان و گویش آن ها هنوز از کلمات دوره ی ساسانی استفاده می شود. روستای 3000 ساله ی میمند، تنها روستای تاریخی در جهان است که روابط سنتی زندگی اجتماعی در آن جریان دارد. این روستا در مهرماه سال 1385 به عنوان روستای نمونه ی گردش گری معرفی شد. میمند در مرز مشترک دشت و کوهستان قرار دارد. دشته که در گذشته پوشیده از درختان پسته و بادام وحشی بوده است. با این همه، امروزه در اطراف روستا، درختان توت و شاه توت به وفور دیده می شود.
روستایی که دیگر پر جمعیت نیست
محمد رضا حاجی رحیمی، تورگردان و از فعالان صنعت گردش گری در روستای میمند که با آماده سازی چند "کیچه" به عنوان محل اقامت و پذیرایی، از میهمانان خود با غذای محلی و چای با گیاهان معطر استقبال می کند می گوید: «میراث فرهنگی قدمت روستای میمند را 3000 سال تخمین زده است. در حالی که سنگ نگاره های اطراف روستا که تعدادشان نیز کم نیست، این سابقه را به 6 تا 12 هزار سال پیش نسبت می دهند.»
آقای حاجی رحیمی که دانش آموخته ی رشته ی مدیریت جهان گردی است در مورد "کیچه" یا محل سکونت اهالی روستا می گوید:«کیچه (کوچه یا خانه) کلمه ای لری است که در اطراف شیراز، هنوز کاربرد دارد. تعداد اتاق ها در برخی از خانه های صخره ای دست کند میمند تا 7 اتاق نیز می رسد. تازه ترین بنای دست کند روستا، ساختمان مسجد و متعلق به سال 1240 هجری قمری است. روستای میمند در گذشته بیش از 10 آسیاب داشته که همه از بین رفته است.»
حاجی رحیمی در مورد جمعیت میمند و ترکیب آن توضیح می دهد:«در شرایط کنونی حدود 20 تا 30 خانوار با جمعیتی کمتر از 100 نفر در روستای میمند سکونت دارند. در حالی که تا پیش از انقلاب، جمعیت روستا به 4 هزار نفر می رسید. حتی تا سال 1364، روستای میمند دارای 300 تا 400 دانش آموز دبستانی بود، اما اینک این رقم به صفر رسیده است. جمعیت میمند در زمستان با توجه به آب و هوای معتدل آن، بیش از سایر فصول است.
به گفته ی محمد رضا حاجی رحیمی، میمندی ها پر جمعیت هستند و در میان آن ها، خانواده هایی با 12 فرزند نیز دیده می شود. وی توجه به روستاهای تاریخی همچون میمند را از جمله راه های رونق گردش گری و جذب گردش گر در ایران می داند و با اشاره به تجربه موفق کشورهایی چون یونان و ترکیه، یادآور ضرورت سرمایه گذاری و ساماندهی در چنین عرصه هایی می شود.


